
پسر جواني كه با نقشههاي مختلف وارد خانه زنان تنها در اصفهان ميشد و پس از تهديد آنان اقدام به فيلمبرداري از صحنه تجاوز به آنان ميكرد،در آستانه اعدام قرار گرفت.
در حالي كه قرار بود اين پسر جوان صبح امروز اعدام شود وكيل وي درخواست عفو كرد و كميسيون عفو اصفهان پس از تشكيل جلسه فوري با اين درخواست مخالفت كرد و اين مخالفت در اختيار كميسيون عفو تهران قرار گرفت تا پس از تاييد، متهم در وقت ديگري در زندان مركزي اصفهان اعدام شود.
مرور اين پرونده حاكي است؛ اوايل آذر ماه سال گذشته زن جواني كه به شدت پريشان احوال بود به كلانتري محل زندگياش مراجعه كرد و گفت: شوهرم هر روز صبح زود براي رفتن به محل كارش خانه را ترك ميكند.
امروز صبح نيز با رفتن او من در حال استراحت بودم كه يك دفعه متوجه حضور مرد جواني بالاي سرم شدم.وي گفت:در حاليكه وحشتزده از خواب پريده بودم او را ديدم كه با گرفتن چاقويي به طرف من درخواست غيراخلاقي داشت. با اينكه در برابرش مقاومت ميكردم، او موفق شد با تهديد به من تجاوز كند و در حال تجاوز و آزار و اذيت من از من با گوشي تلفن همراهش فيلم تهيه كرد.
با توجه به اهميت موضوع با شكايت اين زن جوان پروندهاي در اداره آگاهي اصفهان تشكيل شد و ماموران به چهرهنگاري از مرد جوان پرداختند.در حالي كه بررسيهاي پليسي در اين خصوص آغاز شده بود دو روز بعد زن جوان ديگري نيز به اداره آگاهي اصفهان مراجعه كرد و گفت: صبح زود بود. شوهرم براي رفتن به محل كار تازه خانه را ترك كرده بود كه زنگ خانهمان به صدا درآمد.
وقتي در را باز كردم مرد جواني به عنوان مامور از من خواست تا مداركي را به او نشان دهم.وي گفت: براي آوردن مدارك در حالي وارد خانه شدم كه در حياط را نبستم و زماني كه وارد اتاق شدم متوجه شدم مرد جوان با چاقو پشت سر من ايستاده است.
زن جوان اضافه كرد:او به زور و تهديد مرا مورد تجاوز قرار داد و از صحنهها با تلفن همراهش فيلم تهيه كرد و بعد از خانهام به سرعت فرار كرد و من به علت وحشت زيادي كه كرده بودم نتوانستم از خودم هيچ دفاعي انجام دهم. با توجه به مشابهت اين شكايت،زن جوان به چهرهنگاري پرداخت و ماموران آگاهي اصفهان پس از مطابقت چهرهنگاري با هم پي بردند طراح اين نقشه شوم يك نفر است.
هشت شكايت
10 روز پس از شكايت نخست، زنان جواني از سه منطقه اصفهان به اداره آگاهي مراجعه كرده و شكايات مشابهي در اين زمينه از مرد جوان متجاوزي كه اقدام به شكار اين زنان كرده بود، مطرح كردند. در حاليكه تعداد پروندههاي مطرح شده از شكارچي زنان به هشت مورد رسيده بود.
كارآگاهان پي بردند اين شكارچي طعمههاي خود را از محلههاي 5 آذر،خيابان رباط و خيابان رزمندگان اصفهان كه در شمال اصفهان قرار دارد،انتخاب ميكند. براي همين بود كه پليس اين سه منطقه را تحت كنترل نامحسوس خود قرار داد تا در صورت تردد شكارچي زنان، وي را دستگير كند.
دستگيري
كارآگاهان كه در بازجويي از طعمههاي شكارچي جوان پي برده بودند او با دو شگرد در مواقعي كه امكان ورود به خانهها را از روي ديوارهاي بدون حفاظ دارد وارد حياط شده و سپس به شكار قربانيان خود ميپردازد و در مواقعي كه پس از شناسايي طعمهاي با ديوارهاي بلند يا حفاظدار روبهرو ميشود،خود را تحت عنوان مامور معرفي كرده و سپس وارد اين خانهها شده و نيت شوم خود را اجرا ميكند.
صبح يكي از روزهاي نيمه دوم آذر ماه زن جواني كه بعد از رفتن شوهرش از خانه هنوز درون حياط قرار داشت با ديدن مردجواني كه از روي ديوار قصد داشت وارد حياط شود شروع به فرياد زدن كرد. با فريادهاي اين زن، مرد مهاجم كه احساس خطر كرده بود خود را به حياط خانه ديگري رساند و در حاليكه متوجه شده بود،پليس منطقه را به محاصره خود درآورده است،گوشهاي پنهان شد.
كارآگاهان كه متوجه شده بودند شكارچي جوان در يكي از خانهها پنهان شده است به كنترل ويژه منطقه اقدام كردند ولي در همين حال يكي از زنان خود را به پليس رساند وگفت: مردم مهاجم در حياط خانه همسايه ما پنهان شده است. بلافاصله اين خانه به محاصره پليس درآمد ولي مرد مهاجم خود را به سرعت به پشتبام رساند تا اقدام به فرار كند ولي اين اقدام او بينتيجه ماند و دستگير شد.
بازجوييهاي ويژه
مرد مهاجم پس از دستگيري در بازجوييهاي فني- پليسي هرگونه دخالتي را در تجاوز و ورود به عنف به خانه زنان تنها انكار كرد. اين در حالي بود كه پس از بررسي تلفن همراه وي دو فيلم كه از صحنههاي تجاوز به دو تن از قربانيان گرفته شده بود،در گوشي او كشف شد و زنان قرباني پس از مواجهه با مرد متجاوز او را شناسايي كردند.
در اين زمان اين مرد لب به اعتراف گشود. وي در برابر بازپرس شاه محمدي پرده از راز اقدامات سياه خود برداشت و گفت:با ديدن سيديها و فيلمهاي مستهجن به اين فكر افتادم كه اقدامات مشابهي داشته باشم ولي چون چهرهاي زشت و خشن داشتم توجه هيچ دختر و زني به من جلب نميشد.
وي افزود: تا اينكه به اين فكر افتادم كه با پرسه زدن در خيابانها،خانههايي كه زنان در آن تنها هستند را شناسايي كنم. وي ادامه داد: صبحها بعد از اينكه مطمئن ميشدم مرد صاحبخانه به محل كارش ميرود به بهانههاي مختلف به خانهها وارد ميشدم. اگر ديوارها حفاظ داشت تحت عنوان مامور وارد ميشدم و اگر ديوارها كوتاه و بدون حفاظ بود از بالاي آن به درون حياط خانهها ميرفتم.
محكوميت شكارچي جوان
با تكميل تحقيقات و صدور كيفرخواست، پرونده اين جنايت سياه روي ميز قضات شعبه 16 دادگاه تجديدنظر- كيفري استان اصفهان- به رياست محمدرضا حبيبي قرار گرفت و با توجه به اهميت موضوع به صورت خارج از نوبت تحت رسيدگي قرار گرفت.
29 آذر ماه سال گذشته جلسه دادگاه به صورت غيرعلني تشكيل شد و قربانيان جنايت سياه به بازگويي لحظات تلخ و دلهرهآوري كه مرد متجاوز براي آنان رقم زده بود پرداختند. پس از بررسي صحنههاي فيلمبرداري شده در تلفن همراه متهم و جزئيات اظهارات قربانيان، تجاوز به عنف دو تن از قربانيان ثابت شد و 27 ديماه سالجاري سرانجام قضات شعبه 16 تجديدنظر مرد مهاجم را به علت ورود به عنف به منازل و تجاوز به عنف به زنان به اعدام محكوم كردند.
با اعتراض متهم به حكم صادر شده به دستور رئيس كل دادگستري استان اصفهان، پرونده جنايت سياه شكارچي زنان اصفهان با پيك به ديوان عالي كشور ارسال شد تا خارج از نوبت مورد بررسي مجدد قرار گيرد. قضات ديوان عالي كشور سرانجام پس از بررسيهاي قضايي حكم صادر شده از سوي قضات شعبه 16 دادگاه تجديدنظر را تاييد كردند.
اجرا
با تاييد حكم قرار بود صبح امروز، 12 تير ماه شكارچي زنان در زندان مركزي اصفهان با حضور شاكيان، مسوولان اجراي احكام و مسوولان زندان اعدام شود. اما وكيل وي براي متهم درخواست عفو كرد. با مخالفت اعضاي كميسيون عفو اصفهان پرونده براي تاييد به تهران ارسال شد و حكم اعدام به تعويق افتاد.
گفتوگو با متهم در زندان
چند سال داري؟
21 سال.
پدرت چه شغلي دارد؟
تكديگري ميكند.
بچه چندم هستي؟
فرزند اول هستم و تنها يك خواهر دارم.
چقدر درس خواندهاي؟
ديپلم رياضي دارم. دانشگاه قبول شدم ولي انصراف دادم.
چرا؟
شرايطش را نداشتم. بايد كار ميكردم تا به خانوادهام كمك كنم.
قصد ازدواج نداشتي؟
دوست داشتم زن بگيرم ولي هيچ دختري به من علاقهمند نميشد.
با هيچ دختري رابطه دوستي هم نداشتي؟
هيچوقت. آنها حاضر نميشدند به پيشنهاد دوستي من جواب مثبت بدهند.
چرا؟
من زشت بودم. آنها به محض ديدن من مرا مسخره ميكردند. مدتي بود كه از هرچه دختر بود متنفر شده بودم. همين نفرت باعث شد كه اين كار را بكنم.
از چه موقعي اين فكر سياه به ذهنت رسيد؟
از وقتي كه يك سيدي مبتذل خريدم و بعد از آن ذهنم آشفته شد و دست آخر تسليم اين فكر شيطاني شدم.
اعتقاداتت ضعيف بود؟
نه، من خانواده خوبي داشتم و آنها مومن زندگي ميكردند. فكر نميكردم با توجه به مطالعاتي كه در اين زمينه داشتم و فعاليتهايم، روزي به اين سرنوشت سياه مبتلا شوم.
در مورد حكم اعدام چه فكر ميكني؟
بعد از دستگيري فهميدهام كه چه كاري كردهام. در زندان به گذشته فكر كردم و از كارهايي كه كردهام، پشيمانم. ياد التماس زناني ميافتم كه به من التماس ميكردند و من بدون توجه به آنها تجاوز ميكردم. حالا فكر ميكنم كه خودم هم خواهر و مادر دارم و اگر كسي اين كار را با آنها ميكرد حقش است كه اعدام شود. به همين خاطر اعدام حق من است.
حرف آخر؟
اي كاش همه جوانان در هر كاري كه ميكنند وجدانشان آگاه باشد
عكسهاي زيبا و جالب





